erfan Salami۲ ساعت پیش

یک ویدیوی کوتاه سینمایی در شهری معاصر و آرام، کمی پیش از طلوع آفتاب. یک دوچرخه‌سوار جوان شهری در خیابان‌های تقریباً خلوت حرکت می‌کند و یک مکعب شیشه‌ای کوچک و درخشان در سبد جلوی دوچرخه دارد. مکعب هنگام حرکت، صورت‌های فلکی گرم و خاطرات کوچک شناوری را روی دیوارهای اطراف و ویترین مغازه‌ها می‌اندازد؛ رهگذرانی که متوجه آن می‌شوند با واکنش‌هایی ظریف و واقعی، لحظه‌ای می‌ایستند و شگفت‌زده می‌شوند. شهر کم‌کم بیدار می‌شود: چراغ آپارتمان‌ها روشن می‌شوند، نانوایی باز می‌شود، اتوبوسی عبور می‌کند و فضای آبی و خنک پیش از طلوع به‌تدریج به نور طلایی و نرم صبح تبدیل می‌شود. ویدیو با نمای تعقیبی کوتاه در کنار دوچرخه آغاز شود، سپس به نمای دالیِ روان از روبه‌رو برسد و با عقب‌کشیدن نمای باز هوایی، در لحظه‌ای که نخستین نور خورشید به خیابان می‌رسد، تمام شود. حرکت طبیعی انسان‌ها، بازتاب‌های باورپذیر، هندسه‌ی پایدار، تداوم زمانی یکپارچه، بدون متن یا لوگو. واقع‌گرایی سینمایی، حال‌وهوایی شاعرانه اما ملموس، سایه‌های آبی کبالت که به‌تدریج به هایلایت‌های کهربایی و رزگلد تبدیل می‌شوند، نور حجمی نرم، لنز ۳۵ میلی‌متری، دانه‌فیلم ظریف و زیبایی‌شناسی یک فیلم کوتاه حرفه‌ای.