یک دختر زیبا با لباس های بلوچی ک درتن دارد میرود بطرف خونه اش ازکوچه های قدیمی ردمیشود وداخل خانه اش میشود خانه آنها ازگل درست شده وداخلش یک فرش پهن است ویک یخچال ویک تلویزیون قدیمی دارد گوشه اتاق یک اجاق گاز دارد. ک مادرش دارد غذا درست میکنن مادرش بسیار مهربان است صورتی گرد و چشمانی بزرگ قهوه ای دارد دخترب مادرش میگوید سلام مادرمن از مدرسه آمدم مادرش میگوید خوش آمدی رویا جان اسم دختر رویاست و همیشه تا یه فرصت گیرش میاید دررویاهایش غرق میشود