صحنهای سینمایی با حالوهوای انیمه، از یک شکارچی جوان و اصیلِ شیاطین که نیمهشب روی سکوی متروکهی مترو در زیرزمین ایستاده و آمادهی نبرد است. او یونیفرمی تیره و مدرن با پالتویی روان پوشیده که نقشمایههای ظریف زرشکی و فیروزهای دارد و یک کاتانای غلافشده را محکم در دست گرفته است؛ مهی فراطبیعی بهآرامی دور پاهایش میپیچد. آنسوی ریلها، دیوی بلندقد و سایهوار از دل تاریکی چشمکزن بیرون میآید؛ ظاهری شیک و مرموز دارد، نه ترسناک و چندشآور، و چشمانش به رنگ کهربایی میدرخشند. چراغهای شکستهی ایستگاه لکههای نور قرمز و فیروزهای دراماتیکی ایجاد کردهاند، قطرههای باران از سقف میچکند و نورهای دور شهر از ورودی تونل میدرخشند. ترکیببندی پویا از زاویهی پایین، با خطوط هدایتکنندهی قوی ریلها، لنز ۳۵ میلیمتری، پرسپکتیو جوی، سبک انیمهی سینمایی با جزئیات بالا، حالوهوای پرتنش و قهرمانانه، با پالت مشکی عمیق، زرشکی، فیروزهای الکتریکی و کهربایی گرم، بدون متن، لوگو یا خونریزی.