ورود به رویایی
مرتضی خاکسفیدی۱۹ ساعت پیش

در جنگلی مرموز که توسط کرمهای شب تاب روشنایی مهتاب میدهدو در سمت چپ و درخت بزرگی و پر حجم سرخ چوب که بر آسمان قد برافراشته است آقا مرتضی خاک‌سفیدی خوابیده است و در سمت راست بانوی زیبا و افسانه ای با ردهای آبی و شنل آبی ارواحی و برگهای سبز ارتشین سوزه کشان نشان داده میشود این بانو قد بلند و چهار شانه است و از قدرتمندترین الهه و جادوگران است ایستاده است و فرمان میدهد به دو نفر از موجودات که یکی از آنها موجودی شبیه به آدم و درخت و زنبور است و دیگری شبیه زن و آب و گل سفید ترکیب شدند این دو موجود اینه جادوی را به درازا نزدیک مرتضی خاک‌سفیدی گذاشتند و از آن چند نفر بیرون آمدند و در حال فرار شدند یکی از آنها شخصیت مهربان داشت و آرام بود و دومی عصبانی و خشمگین بود و با لبخندی ملیح و مشتی گره کرده بود و سومی شخصیت مبارزی داشت و باهوش به نظر می رسید این شخصیت سومی توسط بانوی دیگری که لباسی سفیدی از دانه های شن داشت بر تن داشت و ساعت شنی روح مانندی در دست داشت در حال گرفتن شخصیت سوم که مبارزه و باهوش بود در عین حال شخصیت اصلی مرتضی خاک‌سفیدی قرق خواب بود و کنار تنه درخت سرخ چوب خوابیده بود در گوشه تصویر ماه و ستارگان جوری بودند که انگار لبخند می‌زدند و فانوسی با نور آبی می‌تابید داشتند و روی فانوس نوشته بود ( عشق و خشم)