ورود به رویایی
مرتضی خاکسفیدی۲ ساعت پیش

خودم پادشاه مرتضی و امپراتور اعظم سوشیانت هم هستم در حالی که سوار بر اسب سفید و رخش رعد و برق با لباس وردههای بلند که نشان اسب سفید دارد و شمشیر اکیناکه در دست راست آماده است در دست چپ تیزه سه سر و کلاهی شبیه سپر کرد و نوعی سلاحی است و شمشیر عشق و خشم به کمر بسته است بر فراز بلندی ایستاده است و در حالی که خورشید در سمت راست طلوع کرده دهکده بزرگی به نام ده رود ( روی تابلو چوبی نوشته پادشاهی ده رود) و جاده‌ای که ختم می شود و در سمت راست کوهی شبیه اژدهار به نام اژدر کوه و در غرب کوه بینالود پوشیده از برف و در شمال هم درختان توت و چنار و زرالو و آلبالو و گیلاس دیده می شود و در رود خانه که چند رود به رودخانه بزرگی متصل است انواع درختچه گز و آفتاب گردان و حلزون پیچی و حلقوی و زمین های کشاورزی و گل زعفران و لاله و گل محمدی دیده می شود . پادشاهی ده رود از ساختمان های پادگان و ارگ مرکزی و بازار و پرستشگاه و دربازه شهر که شبیه بازی امپراتور شو هخامنشیان است دیده می شود