ورود به رویایی
کاربر رویایی۱۳ ساعت پیش
یه کمیک دوازده بخشی دارای گفت و گو راجب یه پسر ۱۷ ساله که خانه مادر بزرگش است و پای گوشیش است که ناگهان دختر خاله اش که هم سن خودش بود و چادری بود با خانواده اش وارد خانه میشود و آن پسر که بعد سال ها اورا دیده بود عاشق اش میشود ولی چون خجالتی بود چیزی یهش نمیگه ولی هردفعه عاشق تر میشه و وقتی که او در اتاق نشسته بود نگهان دختر خاله اش با سینی چایی می آید و میگوید چایی میخوری؟ و چایی به او تعارف میکند و پسر که دست و پاچه شده بود سکوت میکند در پایین کمیک بنویس 《ادامه دارد》.